مبلمان اداری
خرید بک لینک
بلیط هواپیما
تور مراکش
تور دبى
فروش جوجه بوقلمون
فروش جوجه بوقلمون
ساعت دیواری
برچسب دیواری
تور مالدیو پاییز 96
تور سیشل پاییز 96
تور موریس پاییز 96
تور استرالیا پاییز 96
تور آفریقای جنوبی پاییز 96
تور پوکت پاییز 96
تور آرژانتین پاییز 96
تور مراکش پاییز 96
تور تایلند پاییز 96
تور برزیل پاییز 96
تور قبرس شمالی
تور کوش آداسی
ساخت وبلاگ
قيمت باكس هتلی
قیمت تشک رویا
ساعت دیواری
آینه فانتزی
ویزای کانادا
تور پوکت
تور تایلند
تور کانادا
استيون هاوكينگ
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
آرشيو
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۹:۳۹

هاوكينگ خود را يك بي خدا مي داتد[۲۲] و علاوه بر رد وجود خدا، اعتقاد به جهان آخرت و زندگي پس از مرگ را هم داستان‌هاي كودكانه مي‌شمارد.[۲۳] هاوكينگ دربارهٔ وجود خدا مي‌گويد:[۲۴]

    «پيش از آنكه ما علم را بفهميم، طبيعي بود كه به خلقت جهان توسط خدا باور داشته باشيم. اما امروز علم توضيح متقاعد كننده تري ارايه مي‌كند.»

هاوكينگ كه در كتاب پرفروش تاريخچه مختصر زمان به بازخواني ذهن خدا اشاره كرده بود: «اگر ما بتوانيم فرضيه‌هاي لازم براي توضيح هر پديده و مادهٔ موجود در هستي را كشف كنيم، اين كشف يك پيروزي نهايي براي خرد انساني است، بدين معني كه ما مي‌توانيم فكر خدا را بخوانيم.»،[۲۵] بعداً در پاسخ به اين پرسش كه اگر به وجود خدا باور ندارد، دليل اشاره اش به «بازخواني ذهن خدا» چه بوده، توضيح مي‌دهد:[۲۴][۲۶]

    منظور من از بازخواني ذهن خدا اين بود كه ما هر چيزي را كه خدا مي‌توانست بداند، مي‌دانستيم اگر خدايي وجود داشت؛ اما خدايي وجود ندارد. من يك بي خدا هستم.»

در كتاب طرح عظيم نيز به اين موضوع اشاره مي‌كند كه براي توضيح عالم هستي نيازي به يك آفريدگار نيست. همچنين وي به صراحت عنوان كرده‌است كه اعتقاد به وجود بهشت يا حياتِ پس از مرگ در حقيقت «افسانه‌اي» است براي مردماني كه از مرگ مي‌هراسند. او با صراحت مي‌گويد كه پس از آخرين فعاليت مغز انسان، ديگر حياتي براي آن وجود ندارد.

هاوكينگ در مصاحبه‌اي در سال ۲۰۱۴ با نشريه ال‌موندو، به طور قطع وجود خدا را انكار كرده و مي‌گويد: «ال موندو [به معناي جهان در اسپانيايي] حاصل پديده‌هاي علمي قابل توضيح است.» و «طبيعي است كه پيش از درك دانش به خلق هستي به دست يك خداوندگار باور داشته باشيم. اما اكنون و در اين عصر، دانش توضيحي مجاب‌كننده‌تر در اختيار ما قرار مي‌دهد.» سپس خبرنگار «ال موندو» بازهم از نظريه پيشينِ هاوكينگ در كتاب «تاريخچه مختصر زمان» مبني بر «كمك دانش به درك انديشه خداوندگار توسط بشر» پرسيده‌است. هاوكينگ در پاسخ توضيح داد: «منظور من در آنجا اين بود كه اگر بر همه چيز عالم شويم، به درك انديشه خداوند نيز نائل خواهيم آمد، با اين قيد كه اساساً خدايي وجود داشته باشد، كه اين چنين نيست. من خداناباور هستم.»

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۹:۲۵

وي مي‌گويد:

    تفاوت ميان گذشته و آينده از كجا ناشي مي‌شود؟ قوانين علم ميان گذشته و آينده تمايزي قايل نمي‌شود، بااين حال در زندگي عادي تفاوتي عظيم ميان گذشته و آينده وجود دارد. ممكن است ببينيد يك فنجان از روي ميز به زمين بيفتد و تكه‌تكه شود اما هرگز شاهد آن نخواهيد بود كه فنجان تكه‌هاي خود را جمع كند و به بالا بپرد و بر روي ميز برگردد. افزايش بي‌نظمي يا به اصطلاح آن آنتروپي چيزي است كه گذشته را از آينده متمايز مي‌كند و به زمان جهت مي‌دهد. هاوكينگ زماني عقيده داشت كه گسترش جهان هستي متوقف و جهان دوباره جمع مي‌شود. او بعدها گفت كه اشتباه مي‌كرده‌است.[۲۰]

وي گفته‌است تلاش‌ها براي آفريدن هوش مصنوعي، تهديدي براي وجود بشر است. توسعه كامل تكنولوژي هوش مصنوعي مي‌تواند پايان نژاد بشر باشد. هشدار اين دانشمند در دربارهٔ تكنولوژي‌اي است كه خود او نمونه‌اي ساده از آن را براي برقراري ارتباط (سخن گفتن) استفاده مي‌كند. هاوكينگ مي‌گويد نسخه‌هاي ابتدايي هوش مصنوعي كه تاكنون ابداع شده‌اند مفيد بوده‌اند با وجود اين، از تبعات آفرينش تكنولوژي كه بتواند با انسان برابري كند يا از او پيشي بگيرد ابراز نگراني كرده‌است. «چنين موجودي مي‌تواند روي پاي خودش بايستد هر بار با شتابي بيشتر خود را از نو طراحي كند. بشر كه به دليل محدوديت‌هاي بيولوژيك سرعت كمتري دارد بدون توانايي رقابت عقب خواهد ماند.»[۱۹]

او از قول مدير ستاد ارتباطات دولت بريتانيا دربارهٔ اين كه اينترنت مركز مشترك تروريست‌ها شده‌است هشدار مي‌دهد و مي‌گويد: «شركت‌هاي اينترنتي بايد براي مقابله با اين تهديدها بيشتر تلاش كنند اما مشكل آنجاست كه بدون فدا كردن حريم خصوصي و آزادي بتوان اين كار را عملي كرد.»[۱۹]

وي اعلام كرده كه يك سياهچاله كوچك به اندازه يك كوه پرتو ايكس و پرتو گاما از خود به اندازه ۱۰ ميليون مگاوات ساطع مي‌كند كه براي تأمين برق تمام جهان كافي است. هاوكينگ خودش هشدار داده كه احتمالاً بسيار سخت خواهد بود كه بدون آنكه اين انرژي به انسانها آسيب بزند و تمدن بشري را نابود كند، بتوان از آن استفاده كرد و سياهچاله را به اصطلاح تحت كنترل خود درآورد. يك راهكار اين است كه سياهچاله در مدار زمين و فاصله مناسب از ما قرار بگيرد تا بتوان از انرژي ساطع شده استفاده كرد. هنوز اما كسي در دنيا نتوانسته‌است سياهچاله كوچك را پيدا كند

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۹:۰۸

وي كه به دليل ابتلا بيماري اي ال اس (اسكلروز جانبي آميوتروفيك)، امكان تحرك ندارد، از سيستم جديدي كه با استفاده از هوش مصنوعي توليد شده براي صحبت كردن استفاده مي‌كند. بيماري اي ال اس باعث تخريب پيشرونده و غيرقابل ترميم دستگاه عصبي مركزي فرد مي‌شود. به همين دليل صداي او آهنگي رباتيك دارد. پروفسور هاوكينگ اذعان مي‌كند كه صدايش هنوز كمي رباتي است اما تأكيد مي‌كند كه به دنبال صدايي «طبيعي‌تر» نيست: «اين صدا حالا به نشانه من تبديل شده و حاضر نيستم آن را با يك صداي طبيعي با لهجه بريتانيايي عوض كنم.» او مي‌افزايد كه شنيده كودكاني كه به صداي كامپيوتري نياز دارند ترجيح مي‌دهند صدايي شبيه به او داشته باشند. شركت بريتانيايي سويفت كي در ساخت اين دستگاه مشاركت داشته‌است. تكنولوژي هوش مصنوعي اين شركت (كه در حال حاضر به عنوان اپليكيشن صفحه كليد در تلفن‌هاي هوشمند به كار گرفته مي‌شود)، يادمي‌گيرد كه پروفسور هاوكينگ چطور مي‌انديشد و بر اين اساس واژه‌اي را پيشنهاد مي‌دهد كه اين دانشمند قصد استفاده از آن را دارد.

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۸:۴۶

زمينهٔ پژوهشي اصلي وي كيهان‌شناسي و گرانش كوانتومي است. از مهم‌ترين دستاوردهاي وي مقاله‌اي است كه به رابطهٔ سياه‌چالهها و قانون‌هاي ترموديناميك مي‌پردازد.

او نشان مي‌دهد كه سياه‌چاله‌ها بعد از مدتي به وسيلهٔ زوج‌هاي ذرات مجازي كه در افق رويداد آن تشكيل مي‌شود، نابود مي‌شوند كه همين زوج ذرات پيش بيني مي‌كند كه سياه چالهها بايد امواجي از خود تابش كنند، كه امروزه اين امواج به نام تابش هاوكينگ (و گاهي تابش بِكستِين-هاوكينگ) خوانده مي‌شوند.

مقالهٔ مشترك استيون هاوكينگ و پنروز كه در سال ۱۹۷۰ منتشر شد و ثابت مي‌كرد كه اگر نسبيت عام درست باشد و جهان داراي آن مقدار ماده كه مشاهده مي‌كنيم باشد، بايد تكينگي انفجار بزرگ در گذشته رخ داده باشد.

او با كيپ ثورن دربارهٔ اينكه ماكيان ايكس يك سياهچاله نيست يك شرط‌بندي علمي داشته‌است. او همچنين طرف بازنده در نبرد مشهور هاوكينگ-ساسكيند است.

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۸:۲۹

هاوكينگ در ۱۹۶۵، در بيست و سه سالگي، كار براي دريافت دكتري تخصصي را آغاز كرد، و در ژوئيهٔ همان سال ازدواج كرد. در پاييز جين براي گذراندن واپسين سال دانشگاهش به لندن رفت كه در روزهاي آخر هفته به كمبريج برمي‌گشت. هاوكينگ به خانه‌اي از يك رديف خانه‌هاي هم شكل و كنار يكديگر، به فاصلهٔ حدود هزار متري از بخش رياضيات كاربردي و فيزيك نظري اسباب‌كشي كرد و مقداري از پول مراسم عروسي را بابت خريد يك خودرو سه‌چرخه پرداخت كرد تا بتواند با آن تا رصدخانه‌اي كه در حومهٔ شهر واقع بود، رفت‌وآمد كند. ارادهٔ مصمم هاوكينگ برانگيخته شد، و نيروي مغزش را به طور كامل، بدون كم‌ترين پريشاني حواس، متمركز كرد؛ و بايد هم اين شرايط فراهم مي‌آمد. زيرا مسائلي كه وي اينك متوجه آن‌ها شده بود از جملهٔ پيچيده‌ترين و بلندپروازانه‌ترين مسائل در كلّ حوزهٔ كيهان‌شناسي به‌شمار مي‌آمدند.[۱۷] از اواخر دهه ۶۰ براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي‌كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده‌است. با اين دو انگشت او مي‌تواند دكمه‌هاي رايانه بسيار پيشرفته‌اي را فشار دهد كه اختصاصاً براي او ساخته‌اند و به جايش حرف مي‌زند و رابطه‌اش را با دنياي خارج برقرار مي‌كند زيرا استيون از سال ۱۹۸۵ قدرت گويايي خود را هم از دست داده‌است

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۷:۵۸

آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نااميدي و بدبيني داد آشنايي‌اش در همان ايام با دختري به نام جين وايلد بود. دختري كه در مهماني سال نو با او ديدار كرده بود، در كمبريج به ديدنش رفت. او فقط هيجده سال داشت. وي درس‌هاي اِي لِوِل را در دبيرستان سن‌آلبانز نزد خود مي‌خواند، و قصد داشت سال بعد به دانشگاه لندن برود. جين دختري كم‌رو و خجالتي بود. وقتي هاوكينگ نخستين بار به او گفته بود كه دارد كيهان‌شناسي مي‌خواند، او بعداً ناگزير به فرهنگ لغات مراجعه كرد تا بفهمد كيهان‌شناسي به چه معناست. جين به خداوند اعتقاد داشت، و طبعاً خوش‌بين بود. وي معتقد بود كه هر چيزي براي هدف و منظوري به وجود آمده و در واقع آفريده شده‌است؛ و مهم نيست كه رويدادهاي نامناسب و نامطلوب چگونه جلوه مي‌كنند، كه ممكن است چيز خوب و مطلوبي از دل آن‌ها به وجود آيد و رخ بنمايد. هاوكينگ از ديرباز اعتقاد به خدا را وانهاده بود، اما نگرش جين به نظرش آشنا آمد و در دلش نشست. او يك‌دنده و لجوج بود، و هميشه يك‌دنده بوده‌است، همين امر راز كاميابي و توفيق او بوده‌است. چرا حالا بايد دگرگون و متحول مي‌شد.[۱۷] او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حالي كه رشد بيماري را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي‌رفت. ازدواجش با جين در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت.[۱۱] از نظر هاوكينگ، اين اتفاق «همه چيز را تغيير داد.» وي اكنون چيزي داشت كه به خاطرش زندگي كند. اما اگر قرار بود ازدواج كند، پس بايد شغل و پيشه‌اي مي‌داشت و اگر بايد به كاري مشغول مي‌شد، به درجهٔ دكتري نياز داشت. هاوكينگ بار ديگر اعتماد به نفس خود را به دست آورد، و دست به كار انديشيدن دربارهٔ موضوع مناسبي براي پايان‌نامهٔ دكتري خود شد. خود را خوشبخت مي‌دانست.

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۷:۴۴

در سال آخر تحصيل هاوكينگ در آكسفورد در پاگرد پله‌ها زمين‌خورده و سرش به زمين اصابت كرده بود. در نتيجه، اندكي حافظه‌اش را از دست داده بود. دوستانش گمان مي‌كردند كه اين اتفاق ناشي از مستي او بوده‌است اما اين تنها باري نبود كه او از پله‌ها افتاده بود و گاهي هم گره زدن بند كفش‌هايش برايش دشوار شده بود. هاوكينگ دررفتن از پله‌ها مواظب خودش بود، اما آن دشواري بستن بند كفش كماكان باقي بود. وقتي در پايان نخستين نيمسال تحصيلي يعني در ژانويه ۱۹۶۳ در آغاز بيست و يك سالگي در كمبريج به خانه رفت، پدرش تصميم گرفت او را براي معاينه به بيمارستان ببرد. نتيجه فراتر از بدترين كابوس‌هايي بود كه ممكن بود به سراغ كسي بيايد.[۱۷] آزمايش‌هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان‌ناپذيري به نام ALS را نشان داد. اين بيماري بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي‌دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي‌برد و با تضعيف ماهيچهها فلج عمومي ايجاد مي‌كند به طوري كه به مرور توانايي هر گونه حركتي از شخص سلب مي‌شود. معمولاً مبتلايان به اين بيماري بي‌درمان مدت زيادي زنده نمي‌مانند و اين مدت براي استيون بين دو تا سه سال پيش‌بيني شده‌بود.[۱۱] هاوكينگ به كمبريج بازگشت، به حالت افسردگي سياه و هراسناكي فرورفت. چندين ماه به ندرت خانهٔ اجاره‌اي خود را ترك كرد. تمام چيزي كه از اين اتاق به بيرون راه مي‌يافت، نوايي بود كه از صفحه‌هاي موسيقي واگنر گسيل و بطري‌هاي خالي وودكا كه بيرون گذاشته مي‌شد.[۱۷] نوميدي و اندوه عميقي استيون دربرگرفت. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته مي‌ديد؛ دوره دكترا، رؤياي دانشمند شدن، كشف رمز و راز كيهان، همگي به صورت كاريكاتورهايي درآمدند كه در حال دورشدن از او بودند. به جاي همه آن خيال‌پردازي حالا كاري به جز اين از دستش برنمي‌آمد كه در گوشه‌اي بنشيند و دقيقه‌ها را بشمارد تا دو سال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد. به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعت‌ها متفكر و بي‌حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده‌است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده‌است و او را براي اجراي حكم مي‌برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم‌اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي‌كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري بدون درمان مبتلا است اما لااقل درد نمي‌كشد. به علاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي‌پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست باشد و چه بسا كه از نوع اشتباه‌هاي كتب درسي باشد

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۷:۲۸

استيون هاوكينگ در هفده سالگي به كالج دانشگاه آكسفورد وارد شد تا در آن جا به تحصيل علوم طبيعي، با تأكيد بر فيزيك بپردازد.[۱۷] او از همان زمان به اخترفيزيك و كيهان‌شناسي علاقه‌مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي‌يافت كه به رمز و راز ستارگان و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه ۶۰ عصر طلايي كشف فضا، پرتاب اولين ماهوارهها و سفر فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه‌ها جوانان را مجذوب مي‌كرد. به‌علاوه، استيون از كودكي عاشق رمانهاي علمي‌تخيلي بود و مطالعه آن‌ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك، نجوم و علوم ديگر مي‌افزود.[۱۱] بسياري از دانشجويان سال اول حدود يك سال و نيم از استيون هفده ساله بزرگ‌تر بودند، و كساني هم تا سه سال مسن‌تر، و دو سال خدمت سربازي خود را هم طي كرده‌بودند. وي قسمت عمدهٔ وقت خود را در سال اول در اتاقش مي‌گذرانيد. علائق هاوكينگ متوجه دنياي بزرگ‌تر پيرامونش بود، و اين حوزه را به دقت و مشتاقانه مطالعه مي‌كرد، حتي تا انجام رصدهاي شبانه هم پيش مي‌رفت. وي در آستانهٔ امتحانات نهايي يك شب را تا صبح نخوابيد، و در نتيجه پاسخ تعدادي از سؤال‌ها را به هر ترتيبي كه شده، داد. نمره‌هاي نهايي‌اش در مرز بين اول و دوم قرار گرفت. مطابق معمول در اين مورد، براي مصاحبه فراخوانده شد تا در مورد سرنوشتش تصميم بگيرند. در اين هنگام اعتماد به نفس ويژهٔ وي برگشته بود. وقتي دربارهٔ برنامه‌هايش از او پرسيدند، پاسخ داد:

                «اگر شاگرد اول شوم به كمبريج راه پيدا مي‌كنم. اگر شاگرد دوم شوم در آكسفورد خواهم ماند. از اين رو انتظار دارم مرا شاگرد اول كنيد.»

به قول دكتر برمن:

                «مصاحبه‌كنندگان به اندازهٔ كافي از خرد و هشياري برخوردار بودند كه تشخيص دهند دارند با كسي صحبت مي‌كنند كه از اكثرشان بسيار باهوشتر است.»

هاوكينگ شاگرد اول شد، و در پاييز سال ۱۹۶۲، در بيست سالگي به ترينيتي هال كمبريج وارد شد. ورودش به آكسفورد خيلي ناخوشايند بود؛ ورودش به كمبريج بسي بدتر اتفاق افتاد. در همان ابتدا، پي برد كه با همهٔ اين‌ها فرد هويل تصميم گرفته او را به عنوان دانشجوي خود نپذيرد. دستيار هويل به عنوان استاد راهنماي وي برگزيده شد. به غرور هاوكينگ ضربهٔ سختي وارد آمد: اين بي‌اعتنايي و تحقير را هرگز فراموش نكرد. در دورهٔ فوق‌ليسانس كمبريج، هاوكينگ ديگر آن دانشجوي درخشان دورهٔ ليسانس نبود

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۷:۱۴

استيون هاوكينگ در ۸ ژانويهٔ ۱۹۴۲[۱۳] در شهر دانشگاهي آكسفورد از فرانك و ايزابل هاوكينگ زاده شد.[۱۴][۱۵][۱۶] استيون در روزهاي جنگ جهاني دوم به دنيا آمد. خانهٔ والدين وي در هايگيت در شمال لندن واقع بود. فرانك و ايزابل هاوكينگ، براي اطمينان يافتن از تولد بدون خطر و سالم نخستين فرزندشان تصميم گرفتند پيش از به دنيا آمدن او موقتاً به آكسفورد بروند. ايزابل در آكسفورد پسرش را به سلامت به دنيا آورد. اين روز مصادف بود با سالروز مرگ گاليله، كه دقيقاً سيصد سال پيش از آن، در ۱۶۴۲ اتفاق افتاده بود. بنابر تصادفي ديگر، نيوتون حدود همان روزها در همان سال به دنيا آمده بود.[۱۷] وي از همان زمان به علم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي‌پروراند، اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و به خصوص بدخط شناخته مي‌شد. او هرگز خود را در محدوده كتاب‌هاي درسي مقيد نمي‌كرد، بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلوماتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب‌هاي درسي اشتباهاتي را يافته و با معلمان به جروبحث بپردازد. پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند و زندگي ساده در خانه‌اي شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب، عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي‌كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري‌هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي‌گذراند. اين غيبت‌هاي متوالي براي بچه‌ها چنان عادي شده‌بود كه تصور مي‌كردند همه پدرها چنين وضعي دارند. در عين حال غيبت‌هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه‌ها ايجاد مي‌كرد.[۱۱] در سن هشت سالگي، هاوكينگ و خانواده‌اش به شهر سنت آلبنز، شهري در ۳۲ كيلومتري شماللندن رفتند. استيون در آنجا به بهترين مدرسهٔ محلي رفت و از همان آغاز، نبوغ خود را نشان داد.[۱۸] استيون به علوم طبيعي علاقه‌مند شد و حتي يك آزمايشگاه علمي در خانه داير كرد. استعداد پنهان وي به يك تكان و ضربه نياز داشت تا خود را آشكار كند. اين اتفاق در شانزده سالگي او افتاد، كه در حال آماده شدن براي امتحانات اِي لِوِل بود. در سال ۱۹۵۸ پدر هاوكينگ به يك سمت تحقيقاتي در هند گمارده شد و خانواده تصميم گرفت دست به ماجراجويي بزند و تا هند با اتومبيل خود برود. اما يك اتفاق نوميد كنندهٔ بزرگ رخ نمود، همهٔ اعضاي خانواده نمي‌توانستند در اين سفر شركت كنند و بايد استيون را باقي مي‌گذاشتند تا امتحان‌هاي اِي لِوِل خود را بدهد و نزد خانوادهٔ همفري، كه از دوستان نزديك‌شان بودند، ماند. جاگذاشته شدن هاوكينگ از سوي خانواده‌اش ممكن است هر تأثيري بر او نهاده باشد، اما باعث شد نفوذ نيروي خرد وي در زندگي‌اش برانگيخته و تحريك شود. پدرش از وي خواسته بود به مطالعهٔ زيست‌شناسي بپردازد، تا حرفهٔ او را از حوزهٔ پزشكي تعقيب كند. استيون بيشتر به رياضيات گرايش و علاقه داشت، كه در اين درس از همه بهتر بود؛ اما پدرش رياضي خواندن را راه پيمودن به سوي بن‌بست مي‌دانست كه فقط به تدريس ختم مي‌شود. سرانجام آنان به سازش رسيدند، قرار شد استيون رياضيات، فيزيك و شيمي را مطالعه كند. وي تمام تلاش و دقت خود را وقف درس‌هايش براي امتحان اِي لِوِل كرد، يك امتحان اوليه هم براي آزمون ورودي آكسفورد در پيش داشت كه هدف آن شركت در آزمون واقعي سال بعد بود. در اتفاقي نامنتظره، استيون از پس امتحان آكسفورد چندان خوب برآمد كه يك كمك هزينهٔ تحصيلي به او عطا شد

موضوع:
برچسب‌ها: ،

نويسنده :وحيد
تاريخ: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ ساعت: ۰۴:۵۶:۵۹

اِستيوِن ويليام هاوكينگ (به انگليسي: Stephen William Hawking) (زادهٔ ۸ ژانويهٔ ۱۹۴۲) فيزيكدان نظري، كيهان‌شناس و نويسندهٔ بريتانيايي و مدير تحقيقات مركز كيهان‌شناسي نظري در دانشگاه كمبريج است[۷][۸] كه كارهاي علمي‌اش سابقه‌اي بيش از چهل سال دارد. كتاب‌ها و همايش‌هايش، او را به يك چهرهٔ محبوب تبديل كرده‌است. در حال حاضر، او عضو جامعهٔ سلطنتي هنر و عضو ثابت جامعهٔ اسقفان دانشمند است. او در سال ۲۰۰۹ موفق به دريافت مدال آزادي رياست جمهوري آمريكا شد. هاوكينگ به مدت سي سال يعني از سال ۱۹۷۹ تا يكم اكتبر ۲۰۰۹، دارنده كرسي رياضيات لوكاس بوده‌است.[۹] وي به خاطر فعاليت در زمينهٔ كيهان‌شناسي و جاذبه كوانتوم به ويژه در زمينهٔ سياه‌چاله، شناخته شده‌است. كتاب تاريخچه زمان او كه با ركوردي ۲۳۷ هفته‌اي به عنوان پرفروش‌ترين كتاب در بريتانيا باقي‌ماند، باعث شهرتش شد. همچنين، كتاب طرح بزرگ او كه در اواخر سال ۲۰۱۰ به چاپ رسيد، جنجال زيادي به پا كرد. اين كتاب تنها پس از چند روز به يكي از پرفروش‌ترين كتاب‌هاي آمازون تبديل شد.[۱۰] هاوكينگ مبتلا به بيماري اسكلروز جانبي آميوتروفيك بوده و از هر گونه تحرك عاجز است؛ نه مي‌تواند بنشيند، نه برخيزد، و نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند و حتي توانايي سخن گفتن را نيز ندارد.[۱۱] وي با وجود توانايي‌هاي بسيار در زمينهٔ كيهان‌شناسي، تاكنون جايزه نوبل را كسب نكرده‌است.

موضوع:
برچسب‌ها: ،

[ ۱ ]